آخرین شعر ولادیمیر مایاکوفسکی

قبل از شلیک گلوله به سر،این شعر را نوشت.آخرین شعر ولادیمیر مایاکوفسکی در جیب جسد مرده اش بود

---------------------------------------------

ساعت از نه گذشته،باید به بستر رفته باشی
راه شیری در جوی نقره روان است در طول شب
شتابم نیست،با رعد تلگراف
سببی نیست که بیدار یا که دل‌نگرانت کنم
همانطور که آنان می‌گویند،

پرونده بسته شد

زورق عشق به ملال روزمره در هم شکست
اکنون من و تو خموشانیم،دیگر غم سود و زیان اندوه و درد و جراحت چرا‌؟
نگاه کن چه سکونی بر جهان فرو می‌نشیند
شب آسمان را فرو می‌پوشاند به پاس ستارگان
در ساعاتی این‌چنین، آدمی بر‌می‌خیزد تا خطاب کند
اعصار و تاریخ و تمامی خلقت

/ 0 نظر / 42 بازدید