ایران و ترکیه‌،خاورمیانه‌ ی آینده‌ در کدام سو پیش خواهد رفت؟

                                   

روزگاری امپراطوری ایران ابرقدرتی جهانی بود،روزگاری وسیعترین و مدرنترین حکومت جهان بوده‌ ایم،روزگاری وقتی نام ایران می آمده‌ هر کسی سر تعظیم فرود می آورده‌...روزگاری،روزگاری،روزگاری دور...دور
در همین همسایگی ما،امپراطوری عثمانی که‌ روزگاری ایران نیز در قدرتی برابر با آن بود،حالا آنان در قرن بیست و یکم به‌ سوی هرم قدرت جهانی گام بر میدارند و کشور ما هنوز در دام خرافه‌ پرستی و باورهای کهنه‌ دست و پا میزند،ترکیه‌ امروز حرف اول را در منطقه‌ میزند،و میانجی و کلید حل بسیاری از مسایل و بحران های بزرگ در سطح جهانیست،امروز ترکیه‌ در بین بیست کشور ابرقدرت صنعتی جهان است و ما یکی یکی داریم کارخانه‌ های ورشکسته‌ و تعطیل شده‌ مان را می شماریم.مردم ترکیه‌ مردمی شاد با فرهنگی بالا هستند و مردم ما هنوز با خنجر و چاقو و زنجیر خودزنی میکنند،تا برای اتفاقی در بیش از هزار سال پیش عزاداری کنند.و همان ها آرزو دارند سفری به‌ ترکیه‌ بکنند و اگر شده‌ برای چند روز کوتاه هم ،کمی آزادی را نفس بکشند،مردم ترکیه‌ روحیاتی بسیار سالم و شاد دارند،در حالیکه‌ مردم ما از افسرده‌ ترین مردم دنیا به‌ شمار میروند.

اما چرا؟چرا ایران و ترکیه‌ با این همه‌ اشتراکات فرهنگی و تاریخی،با اینکه‌ در همسایگی هم هستند تا این حد با هم تفاوت دارند؟
شاید برخی از مذهبیون این را نپذیرند و بگویند ما پرچمدار اسلام هستیم و کشور ما الگوییست برای کشورهای اسلامی!!! این ها حرفهایی بی ریشه‌ است که‌ طوطی وار از آقای احندی نژاد تقلید میکنند،اگر الگوی کشوری برای مردم مسلمان مطرح باشد،شکی نیست که‌ این الگو ترکیه‌ خواهد بود،مسلمانانی که‌ باورهای سیاسی دموکراتیک دارند و از رادیکالیسم و خشانت اسلامی دورند بدون شک مروج اسلامی میانه‌ رو از نوع ترکیه‌ خواهند بود و نه‌ بنیاد گرایی و خرافه‌ پرستی که‌ حکومت تهران نماینده‌ ی آن است.
چه‌ چیز ترکیه‌ را تا اینجا بالا کشید؟
ساختار سیاسی ترکیه‌ ساختاری دموکراتیک و چند حزبیست،ساختاری که‌ سدی بر جلوی تکروی و دیکتاتوریست،مطبوعات آزاد پایه‌ های سیاست و فرهنگ مردم ترکیه‌ هستند،مطبوعاتی که‌ حق و اجازه‌ ی نقد سیاستمداران حتی در بالاترین سطوح سیاسی را نیز دارا هستند،و تمام فعالیت های سیاسی حکومت را برانداز میکنند.
مسلمانان ترکیه‌ هم،در به‌ جا آوردن آیین های مذهبی خود آزاد و بسیار غیور هستند،به‌ طوری که‌ رازها جمعه‌ کمتر مغازه‌ ای را باز میبینی که‌ وقت نماز همه‌ به‌ مسجد میروند و همزمان هر کسی آزاد است برود و از مغازه‌ ی مشروب فروشی مشروب بخرد و یا در یک بار بنشیند و هیچکس هم مزاحم او نیست،نه‌ اینکه‌ مثل ایران یک آبجو پیدا کردن کار حضرت فیل است و اگر پیدا شد با هزار ترس و لرز خودت را به‌ خانه‌ میرسانی(البته‌ اگر دستگیر نشوی و شلاق نوش جان نکنی)و حالا در خانه‌ هم زهرمارت میشود همین مشروبی که‌ کلی هم پولش را داده‌ ای.و حالا مسلمانان ایران چه‌؟هیچی،اکثریت جامعه‌ از اسلام زده‌ شده‌ اند،و به‌ هر طریقی از زیر واجبات فرار میکنند.
در ترکیه‌ دین را از سیاست جدا کرده‌ اند،یک مثال اجتماعی در این رابطه‌ می آورم،مثلا یک مرد در ترکیه‌ حق ندارد دو زن داشته‌ باشد،این قانون است،با اینکه‌ اسلام این اجازه‌ را به‌ مرد میدهد،حالا ببینیم بنیان خانواده‌ در ترکیه‌ مستحکم است یا در ایران...
بدون تردید در ترکیه‌،و اگر سری به‌ آمارهای طلاق در ایران بزنیم به‌ سادگی میتوان دید که‌ باز در ردیف های اول آماری در دنیا هستیم،بماند که‌ زنان چه‌ دردهایی را متحمل میشوند و محدودیت ها و سرکوبهای جامعه‌ و حکومت را یا تحمل میکنند،یا کارشان به‌ خودکشی و آوارگی و جنون میکشد،،،آری این کجا و آن کجا.

در ترکیه‌ وقتی با پلیس روبرو میشوی کاملا با احترام و با برخوردی شایسته‌ با تو رفتار میشود،راهنمایی میشوی و هرگز احساس دلهره‌ و نگرانی نمیکنی،اما در ایران وقتی با مامور نیروی انتظامی روبرو میشوی،نه‌ برای خودش و نه‌ برای تو احترام قایل میشود،در ایران کوچکتری اتفاقی با توهین و کتک و تحقیر همراه میشود،حالا بماند لباس شخصی و بسیج و گشت ارشاد و غیره‌،حالا بماند تفاوت ظاهر و پوشش ماموران ترکیه‌ با پلیس و بسیجی های ایران با ریش و لباس نامنظم و شلخته‌.

در ترکیه‌ اقلیت های مذهبی و قومی مثل مسلمان ها و ترک ها از حقوقی برابر بهره‌مند هستند،فرق نمیکند کرد باشی،یا عرب  یا ترک.فرقی نمیکند مسیحی باشی یا مسلمان،فرقی نمیکند زن باشی یا مرد،هر کسی که‌ شهروند ترکیه‌ باشد میتواند تا اوج قدرت سیاسی پیش برود و هیچ قانونی جلوی پیشرفتش را نمیگیرد،نه‌ اینکه‌ مثل ایران فقط مردها،و فقط شیعیان دوازده امامی و فقط پیروان ولایت فقیه،و فقط و فقط و فقط های بیشمار دیگرند که‌ میتوانند به‌ قدرت برسند،آن هم چندین پله‌ پایینتر از ولایت فقیه.
دولت ترکیه‌ در جهان آنچنان سربلند و معتبر شده‌ که‌ ترک ها به‌ ترک بودن خود افتخار میکنند،اما دولت اسلامی ایران کاری کرده‌ که‌ در هر جای دنیا با ایرانی مثل یک تروریست برخورد میشه‌،نمیخوام خودمونو تحقیر کنم اما واقعیتی تلخ گریبانگیر ماست،آیا در گذشته‌ نیز ما چون مردم ترکیه‌ مورد احترام جهان نبودیم؟در هر کجای دنیا ایران و ایرانی شکوه و احترامی داشت.شکوهی که‌ جز خاطره‌ ای از آن نمانده‌ بود تا قبل از جنبش سبز که‌ جهان به‌ این مساله‌ پی برد که‌ حساب مردم ایران از حکومت ولی فقیه خداست.

         

مردم ما حتی دیگر خودشان به‌ هم اعتماد و اعتبار نمیکنند،برای گرفتن یک وام اندک باید روزها و ماه ها دنبال مدارک و سند بگردی آن هم اگر روابط و پارتی باشد،و از آنطرف اختلاص های چندملیارد دلاری،که‌ نوچه‌ های دولت میخورند خون این ملت را...اما در ترکیه‌ کافیست که‌ شناسنامه‌ داشته‌ باشی و کد ملی که‌ به‌ هر بانکی رفت در زمانی کم کردیت یا وام بگیری،بماند کارت سبز که‌ شهروندان ترک از خدمات پزشکی رایگان برخوردارند،بماند بیمه‌ ی سالمندان که‌ ماهیانه‌ به‌ اندازه‌ ی درآمد یک کارمند پول از دولت میگیرند تا نیازمند کسی نباشند،بماند که‌ کافیست اراده‌ کنی تا کاری انجام بدهی و دولت هرگونه‌ حمایتی در اختیارت میگذارد،بماند که‌ کافیست صاحب فکر و ایده‌ ای باشی که‌ روی سر خود بگذارندت...اما ایران،کافیست فکر داشته‌ باشی،کافیست فکر کنی،یا باید جذب  ولایت بشی و یا باید فرار کنی از مملکت،و بعد هم می آیند و میگویند مغزها چرا فرار میکنند...چرا نمیپرسید مغزها کجا بمانند؟بمانند و بپوسند؟بمانند و زیر دست یک شخصی باشند که‌ از زندگی و درک فقط ریش دارد و هیچ چیز دیگر،در چنین شرایطی نه‌ تنها نخبگان که‌ هر کس دیگری که‌ امکانش را داشته‌ باشد فرار میکند،وقتی فضای نفس کشیدنی باقی نمانده‌،وقتی توی خیابان یکی با لباس شخصی راحت میزنه‌ توی گوشت یا دستگیرت میکنه‌،کسی که‌ هیچ چیز نمیبینه‌ جز ولایت و پول، و این ها را چوب دستشان داده‌ اید که‌ به‌ جان دانشجو و فرهنگی و سیاستمدار انداخته‌ اید،در کجای دنیا با نخست وزیر و رییس مجلس قبلی شان چنین میکنند که‌ شما کردید؟آن هم صرفا به‌ خاطر اینکه‌ ضایع شدن حق یک ملت هفتاد ملیونی را نپذیرفتند...آخر در کجای دنیا؟

حالا انتظار دارید مملکت به‌ کجا برسد؟انتظار دارید مردم افسرده‌ نشوند،با سینه‌ زنی و اعتیاد و شلاق و زندان و تجاوز و تحقیر میخواهید ملت را شاد کنید؟
من معتقدم اگر اسلامی قرار باشد در خاورمیانه‌ جا بیافتد این اسلام ترکیه‌ خواهد بود و نه‌ اسلام ولایت فقیه و بشار اسد و حزب الله‌ و غیره‌.و بالشخصه‌ با توجه به‌ باورهای اسلامی مردم و در کنار آن رشد افکار عمومی در خاورمیانه‌،بر این باورم که‌ آینده‌ ی خاورمیانه‌ به‌ سوی مدلی شبیه به‌ آنچه‌ ترکیه‌ امروز دارد پیش خواهد رفت،مدلی که‌ اروپا و آمریکا و در مجموع کشورهای حامی دموکراسی از آن حمایت میکنند،مدلی که‌ رهبرانش از نخبگان سیاسی جهان به‌ شمار میروند،،اینکه‌ اردوغان(نخست وزیر ترکیه‌ و رهبر حزب عدالت و توسعه‌) نخبه‌ ای سیاسی است را حتی مخالفان و رقبایش نیز نکار نمیکنند،و این ها هستند که‌ آینده‌ ای روشن را برای خاورمیانه‌ خواهند ساخت، و نه‌ امثال محمود احمدی نژاد که‌ جز دروغ و ریاکاری و ترویج فساد و خشونت چیزی برای گفتن ندارند.دنیای پیش روی ما دنیایی خواهد بود که‌ افکار عقب مانده‌ و عصر هجری در آن جایی نخواهند داشت.


فردا روشن خواهد بود،فردا روز دیدار و صلح ملت ها خواهد بود،و امیدوارم ملت ایران با تکیه‌ بر توانایی های خویش جایگاهی شایسته‌ ی نامش در جهان بیابد.
به‌ امید فردایی روشن در ایرانی آزاد و دموکراتیک 

                   

/ 1 نظر / 17 بازدید
mari

اسلام تنها يك دستاويز بود. يك پل. يك كاتاليزور كه ميتونست با سرعت بيشتري نسبت به ايده ئولوژيهاي ديگه در اول انقلاب كارآمد باشه و شد! من فكر ميكنم نظام حاكم در ايران تنها به دنبال ايجاد سرگرمي در گوشه هاي مشخصي از جهان هست تا بتونه منافع كشوري همچون روسيه رو فراهم كنه. و وارد كردن افكار خرافي ،صرفن احساسي و دور از عقل به اسلام وارداتي كه حالا مخالفان زيادي پيدا كرده.