شهر تو شهر فرنگ

 

 
شهر تو
شهر بازی
شهر شاد شوخ و شنگ
شهر من گوری بزرگ
سرزمین بمب و باروت و تفنگ

خانه ی تو
خانه ی احساس و ساز
شهر تو شهر فرنگ
من ولی‌ بی‌ خانمان
هرزه گرد کوچه‌های سوت و کور و بی‌ صدا
لا به لای مردگان شهر منگ

دست تو
بوم نقّاشی و رنگ
دست من زنجیر و بند
در میان صورتک‌های پلید_ حقه و نیرنگ و ننگ

روی بالین تو آواز خدا
من اسیر لای لای نغمه‌های بنگ بنگ

راه تو
کوچه باغی‌ پر گل و بی‌ انتها
کوله بارت
آسمان پر ستاره
من ولی‌ با پای لنگ
کولبارم
خوابهای تکه پاره
در گذرگاهی پر از
پوکه ی خمپاره و مین و فشنگ
یک نفس میخواهم و یک لقمه نان
جرعه‌ای باران آزاد
تا ببارد در میان این اتاق تار و تنگ

راه ما از هم جدا و آسمانهامان جداست
زندگی‌ من سگی‌
خانه ی تاریک من در خون و جنگ
خانه ی تو نورباران
شهر تو شهر فرنگ
/ 0 نظر / 10 بازدید