و اینجا نقطه‌ی پایان انسان است

 

 
در این خانه،شعار مرگ بر مفت است اما
کتاب و شعر و اندیشه گران است
لباس زهد و تقوا مفت،قلم ارزان
حقیقت را ولی‌ گفتن گران است
جوانی را به خاک و خون کشیدن مفت،
... و مردن توی بالا شهر قبرستان گران است
ببین اینجا تن انسان بهای لقمه‌ای نان است
و آن یک لقمه ی نان هم گران است
ولی‌ حیوان شدن مفتی
طناب بردگی مفت و لب خندان گران است
خریّت مفت و ارزان لیک،
زمین و آسمان اینجا گران است
عزا و مرثیه مفت و،برادر بودن و خواهر دریدن مفت
سکوت و سر به زیری و ندیدن مفت
بهای گٔل بریدن مفت
ولی‌ یک گٔل به دست عاشقان دادن گران است
و حتی جرعه‌ای شادی،بهایش دادن جان است
ولی‌ ارشاد قهر آمیز
نگاه هیز
و یا گاهی‌ دروغ مصلحت آمیز مفت است
صدای ناله‌ها را نا شنیدن مفت
تمام هرزگی‌ها را خریدن مفت
غم و درد و مرض مفت است
ولی‌ درمان گرانتر از گران است
و اینجا آخر دنیا
زمینی‌ بی‌ کران تاریک،
چونان سلول زندان است

کویری خالی از احساس
و اینجا نقطه‌ی پایان انسان است
/ 0 نظر / 6 بازدید