جنگجویان موبایل به‌ دست

هوا را می بویم
در جستجوی زجه‌ هایی از اندام زنی
که‌ زیر تجاوز یک شهر
هنرپیشه‌ ی لگدمال شده‌ ی نمایشی خیابانی خواهد بود
چون موش کور نمی بینم
نقش اول را
که‌ در بک گراوند تیره‌ ی سیاهی لشکری خاموش
رنگ می بازد و پنهان از نگاه
گم می شود


به‌ دنبال بوی درد
دست و پا می زنم تا قعر تیره‌ ی سیاهی لشکر
او محو می شود در من
در پی او
گم می شوم در ما
آیا ندیده‌ اید بازیگر نقش قربانی را؟

آقا
آیا او را ندیده‌ اید
مرا
خود را آیا ندیده‌ اید؟

به‌ سویم باز می گردد سیاهی لشکر_ خاموش
بر صورتشان ماسکی از من
بر صورتمان
ماسکی از ما
از قربانی

هیچکس
هیچ چیز ندیده‌ است

خون بر قربانگاه خیابان
بر صورتمان پاشیده‌ و
ما موش کورها
هیچ ندیده‌ ایم

که‌ در این سرزمین
فقط موبایل ها چشم دارند
/ 1 نظر / 4 بازدید
h

سلام خوبي ؟ وبلاگ زيبايي داري اتفاقا من يه سايت دارم که خوشحال ميشم باهات تبادل لينک بکنم . اگر تو هم مايل بودي منو به اسم بهترين هاي ايران لينک کن و بهم بگو تا منم با افتخار لينکت کنم www.bestiran.ir