وبلاگ من در بلاگفا
ساعت ٧:۱٤ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ٢٧ مهر ،۱۳٩٠   کلمات کلیدی:

دوستان عزیزم،متاسفانه‌ همانطور که‌ پیشتر هم نوشته‌ بودم این وبلاگم در ایران فیلتر شده‌ و به‌ همین دلیل من وبلاگم را به‌ سایت بلاگفا منتقل کردم،و خوشحال میشم دوستان مطالب من را در این وبلاگ ( آوازه‌ خوان گورستان )دنبال کنند

با سپاس از همه‌ ی دوستان عزیزم

وبلاگ من در بلاگفا ________________    آوازه‌ خوان گورستان


 
انتقاد وبلاگنویس حزب اللهی از آقای خامنه‌ ای و مسدود شدن وبلاگش
ساعت ٧:۱٢ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ٢٦ مهر ،۱۳٩٠   کلمات کلیدی:

مجتبی دانشطلب از وبلاگ‌نویسان حزب‌اللهی که‌ البته‌ مدت زیادی هم نیست شروع به‌ وبلاگنویسی کرده‌،روز 25 مهر مطلبی در وبلاگش گذاشت که‌ در اون صریحا از سخنان خامنه‌ ای در رابطه‌ با تغییر ساختار دولت از ریاستی به‌ پارلمانی انتقاد میکرد،،،بیچاره‌ هر چند ذوب شده‌ ی ولایت بود اما انگار خوب ذوب نشده‌ و هنوز بخشی از منطق و اختیارش دست خودش بوده‌ و خوب این که‌ برای ولایتی ها قابل قبول نیست،چرا که‌ یا باید کاملا ذوب در ولایت باشی و یا اینکه‌ دشمن به‌ حساب میای،

دانشطلب سخنان خامنه‌ ای را عجیب خوانده‌ و گفته‌ بود این طرح ناشی از «هراسی افراطی» حکومت از انتخاب مستقیم توسط مردم دانسته‌ «حذف ریاست جمهوری متضمن یک هراس افراطی از دست زدن مردم به انتخاب مستقیم است.» و گفته‌ «بازگشتن به نظام پارلمانی از بیخ محکوم است.»

 حالا کار از انتقاد گذشته‌ و گویا تاثیرات شخصیت رهبرش بر او هم کم نبوده‌ و دست به‌ نصیحت کردن و امر به‌ معروف می برد،،،آن هم نصیحت ولی خدا بر روی زمین آقای خامنه‌ ای،او معتقد است که‌ علنی شدن اختلافات خامنه‌ ای و احمدی نژاد که‌ به‌ قول خودش«از ابتدا هم منتخب رهبری نبود»، «به تدریج به نمایندگان، مشاوران و شخصیت‌های مخالف دولت اعتماد کرده‌اند و حالا چنین سخنان عجیبی را به زبان آورده‌اند.»

دانشطلب در ادامه‌ چنین می گوید
«سخنان اخیر رهبری بیم بزرگی را در میان مردم ایجاد می‌کند، بیم از برنامه‌ای پشت پرده که آنچنان سریع اتفاق می‌افتد که مردم را کاملا منفعل و بی‌اراده خواهد کرد.»

او صریحا در نقش مخالف ایده‌ ی رهبر ظاهر شده‌ و می نویسد 
 «باید قاطعانه به اطلاع ایشان رساند که این کار به دلیل نقض انتخاب مستقیم مردم و بازیچه کردن ریاست دولت در دست سیاسیون قطعا اشتباه است و مخالفت‌های بسیاری را هم به دنبال خواهد داشت.»

او معتقد است چالشی بین رهبر و احمدی نژاد وجود دارد و چون احمدی نژاد منتخب مستقیم مردم است رهبر نمیتواند زیاد تند با او برخورد کند

 «دعواهای شدید با رئیس دولت و اینکه او منتخب مستقیم مردم است چالشی را به وجود آورده که درافتادن با او را دشوار کرده است.»

نکته‌ ی جالب اینجاست که‌ این ها هم می دانند اوضاع افتزاح است و حالا فکر میکند که‌ چنین طرحی باعث میشود که‌ اوضاع به‌ جایی بکشد که‌
«بسیار سیاه‌تر از وضعیت حاضر خواهد بود.»

او معتقد است که‌ «با پارلمانی شدن نظام همه چیز در میان احزاب خلاصه خواهد شد و عناصر مستقل باید به غازچرانی بروند.»

دان‍شطلب علاوه‌ بر این پیش بینی میکند که‌ «اگر داستان به همه پرسی کشیده شود این عقبگرد تاریخی قطعا با رأی منفی مردم مواجه خواهد شد. اکثریت مردم به هیچ وجه راضی نخواهند شد حق انتخاب مستقیم موثر‌ترین شخصیت سیاسی کشور را به دست باندباز‌ها و احزاب سیاسی بدهند.»

جالب توجه است که‌ چاقو دیگر دسته‌ ی خودش را هم می برد و آن همه‌ ادعا که‌ همه‌ آزادند انتقاد کنند بار دیگر ثابت شد که‌ دروغند البته‌ برای من که‌ ثابت شده‌ بود اما خوب است که‌ حالا برای آقایان حزب اللهی و مذاب ولایت هم ثابت میشود چرا که‌ وبلاگ آقای دانشطلب خیلی زود و با اقدامی برق آسا مسدود شد،و حالا با خودش کاری میکنند یا نه‌ معلوم نیست،

لینک وبلاگ مسدود شده‌ ی مجتبی دانشطلب


 
اجلاس بیداری اسلامی در تهران
ساعت ٢:٠۸ ‎ق.ظ روز دوشنبه ۱۱ مهر ،۱۳٩٠   کلمات کلیدی:


 
بهت گفتم که‌ فاشیستی؟
ساعت ۱:۳٤ ‎ق.ظ روز دوشنبه ۱۱ مهر ،۱۳٩٠   کلمات کلیدی:

  

یک سؤال و نظرسنجی که‌ یک شخصی توی فیسبوک گذاشته‌ بود باعث شد این رو بنویسم.

از کدام زبان متنفرید؟عربی_فارسی_اسپانیایی_ترکی_کردی و یا سایر زبان ها !!!!
طرف یه‌ چنین سؤالی میپرسه‌ و جای تاسفه‌ بالای 50هزار نفر بهش جواب میدن و‌ یک زبان رو انتخاب کردند که‌ ازش متنفرند،یا دیدیم که‌ طرف میپرسه‌ از کدام ملت متنفری؟
شرم آوره‌.
اینکه‌ یک نفر یه‌ سؤال مینویسه‌ از این نوع نشانه‌ ی عدم بلوغ فکری اون شخصه‌ اما وقتی هزاران نفر بهش جواب میده‌ واقعا نگران کننده‌ ست،ما مروج فاشیسم و نژاد...پرستی آگاهانه‌ یا نا آگاهانه‌ می شویم.ما در دنیای مجازی محیط خصوصی خودمان را داریم و هر کسی حق داره‌ هر جور که‌ دلش میخواد از محیطش استفاده‌ کنه‌،اما این رو هم اگر در نظر بگیریم که‌ اگر هر یک از ما کمی وقت بگذاریم برای روشنگری و پراکندن اندیشه‌ و انسانیت،تردیدی نیست که‌ میتونیم نقش مفید و مؤثری در بالا بردن سطح افکار عمومی ایفا کنیم.
شاید هر یک از ما پیش خودمون فکر کنیم که‌ مگه‌ یه‌ سؤال چقد مهمه‌،خوب چندتا مثال میارم،..اسم جان اشتاین بک رو شنیدید،اون پس از یک نزاع خیابانی در حین فرار توی یک کتابخانه‌ پنهان میشه‌،و اینطوری یک لات خیابانی تبدیل میشه‌ به‌ یک نویسنده‌،یا حسین پناهی با سؤال شرعی یک زن افکارش دگرگون میشه‌ و به‌ جای ادامه‌ ی فقه به‌ ادبیات و هنر گرایش پیدا میکنه‌ و میشه‌ شاعر،میشه‌ حسین پناهی.بله‌ یک سؤال.
یک سؤال.
اتفاقات کوچک زندگی هستند که‌ شخصیت انسانها رو میسازند،جامعه‌ هیتلر را ساخت،جامعه‌ موسولینی و استالین را ساخت.

اما این گاندی ها و ماندلا ها هستند که‌ در حافظه‌ ی بشر جایگاهی قابل احترام خواهند داشت،حال آیا ما می خواهیم هیتلر بسازیم؟آیا ما میخواهیم خشونت و نژادپرستی را ترویج کنیم؟
وقتی اون سؤال رو خوندم پیش خودم تصور میکردم کسانی رو که‌ جوابش رو داده‌ بودند
من از کدام یک متنفرم؟
از آلمانی؟آره‌،آلمانی خوبه‌،هیتلر هم آلمانی بود.
از عرب؟آره‌ عرب ها ایران رو اشغال کردن،پس من از زبان عربی متنفرم،
ما داریم آگاهانه‌ یا نا آگاهانه‌،همکاری میکنیم در ترویج فاشیسم و نژادپرستی،در ترویج خشونت و نفرت.
اما ما میتونیم قاصدان صلح باشیم،و مروج انسانیت و عشق.
و هر یک از ما حق انتخاب داریم که‌ چه‌ کنیم،به‌ شخص یادآور شویم که‌ لطفا سؤال فاشیستی از من نپرسید،من به‌ این سؤال فاشیستی جواب نمیدم،یا اصلا جواب ندیم،،،و یا اینکه‌ بیمارگونه‌ به‌ دنبال نفرت بگردیم و گوشه‌ بو گوشه‌ دنبال چیزی بگردیم برای ترویج نفرت و کینه‌.
ما میتوانیم برای دنیای پیش رو بسیار مفید باشیم یا بسیار مخرب،چون ما هستیم که‌ جهان را میسازیم

 
همه‌ ی ما شریک این تحجر هستیم
ساعت ۸:۳٠ ‎ق.ظ روز یکشنبه ۱٠ مهر ،۱۳٩٠   کلمات کلیدی:

خدایا تو اگر بودی.اگر کمی احساس داشتی،خدا که‌ نه‌،تو با آن توانایی که‌ اینا میگن،آدم هم اگر بودی این اتفاقات نباید می افتاد،

این بود جامعه‌ ی اسلامی؟این بود فرهنگی که‌ میخواستید مردم ایران بهش برسن؟این توحش هیچ جای دنیا نیست جز مملکت ما،طفل معصوم آخه‌ تو چشمای نیمه‌ بسته‌ ش،با اون پستونکش نگاه کنین تورو خدا،اگه‌ کمی انسانیت توی رگهای ما مونده‌ باشه‌ باید به‌ خودمون بیایم،این کار یک نفر نیست به‌ خدا،این فرشته‌ ی کوچولو رو همه‌ ی ما کمک کردیم و زدیمش،این نتیجه‌ ی بی تفاوتی ها و بحران هویت ما ملت سردرگمه‌،من شرم دارم که‌ بگم اما من،تو ،ما و تک تک ما هستیم که‌ چشم می بندیم و این اتفاقات را پشت گوش میندازیم،چند روز پیش عکسی گذاشتم توی وبلاگم از صف کشیدن مردم تو ساعت پنج صبح برای تماشایاعدام یه‌ بچه‌ ی 17 ساله‌،به‌ خدا که‌ ما به‌ تماشای وجدان خود نشسته‌ ایم،ما به‌ تماشای ریشه‌ دوندن بربریت و توحش و تحجر در رگهای خود نشسته‌ ایم،

ننگ آوره‌

و انسان اگر کمی وجود داشته‌ باشه‌ باید احساس شرم بکنه‌


 
تمبر شاعران بزرگ جهان
ساعت ۱٠:۳٧ ‎ب.ظ روز شنبه ٩ مهر ،۱۳٩٠   کلمات کلیدی: تمبر شاعران بزرگ جهان

       رافایل آلبرتی

 

           

                 سرگی الکساندرویچ یسنین

 

  

                         ولادیمیر مایاکوفسکی

     

                  فدریکو گارسیا لورکا

                چارلز بوکوفسکی

                      پابلو نرودا

        اورهان ولی کانیک  

           برتولت برشت

 

                       تی.اس.الیوت

                    پل لارنس

                                 لنگستون هیوز

__________________________________________

دوست داشتم تمبری از شاملو،یا فروغ هم باشه‌ تا بذارم اما متاسفانه‌ پیدا نشد.واسه‌ هر کس و ناکسی تمبر درست کردن اما متاسفانه‌ برای چنین انسان های بزرگی نه،،حداقل من پیدا نکردم و ندیدم‌...دردناکه‌


 
و اینجا نقطه‌ی پایان انسان است
ساعت ٢:٠٩ ‎ب.ظ روز جمعه ۸ مهر ،۱۳٩٠   کلمات کلیدی:

 

 
در این خانه،شعار مرگ بر مفت است اما
کتاب و شعر و اندیشه گران است
لباس زهد و تقوا مفت،قلم ارزان
حقیقت را ولی‌ گفتن گران است
جوانی را به خاک و خون کشیدن مفت،
... و مردن توی بالا شهر قبرستان گران است
ببین اینجا تن انسان بهای لقمه‌ای نان است
و آن یک لقمه ی نان هم گران است
ولی‌ حیوان شدن مفتی
طناب بردگی مفت و لب خندان گران است
خریّت مفت و ارزان لیک،
زمین و آسمان اینجا گران است
عزا و مرثیه مفت و،برادر بودن و خواهر دریدن مفت
سکوت و سر به زیری و ندیدن مفت
بهای گٔل بریدن مفت
ولی‌ یک گٔل به دست عاشقان دادن گران است
و حتی جرعه‌ای شادی،بهایش دادن جان است
ولی‌ ارشاد قهر آمیز
نگاه هیز
و یا گاهی‌ دروغ مصلحت آمیز مفت است
صدای ناله‌ها را نا شنیدن مفت
تمام هرزگی‌ها را خریدن مفت
غم و درد و مرض مفت است
ولی‌ درمان گرانتر از گران است
و اینجا آخر دنیا
زمینی‌ بی‌ کران تاریک،
چونان سلول زندان است

کویری خالی از احساس
و اینجا نقطه‌ی پایان انسان است

 
این کجا و آن کجا
ساعت ٦:۱۸ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ٥ مهر ،۱۳٩٠   کلمات کلیدی: خمینی و گاندی

آنچه ما را به نابودی خواهد کشاند از این قرار است: سیاست بدون اصول، لذت بدون وجدان، علم بدون شخصیت و تجارت بدون اخلاق
( مهاتما گاندی)
_______________________________
با احترام به‌ کسانی که‌ آقای خمینی را نفس مطمینه‌ و غیره‌ می دانند،اگر کمی مقایسه‌ کنید او را با گاندی،که‌ به‌ نظر من قابل مقایسه‌ هم نیستند معنای انسانیت را فراتر از دین خواهند فهمید،تواضع این نیست که‌ با‌ پیژامه‌ جلوی گورباچف بنشینی و آبروی یک ملت را ببری،تواضع این است که‌ هیچ نوچه‌ ای نداشته‌ باشی و تمام احتیاجات خودت رو با تلاش خودت به‌ دست بیاری.مملکتی که‌ رهبرش گاندی بود چه‌ شد،و مملکتی که‌ رهبرش خمینی بود چه‌،مملکتی که‌ رهبرش به‌ همه‌ ی ادیان احترام میگذاشت به‌ کجاها رسیده‌ و مملکتی که‌ رهبرش نماد سرکوب باورهای دیگر هست به‌ کجا...
چوب هایی که‌ گاندی خورد الان میوه‌ هایی شده‌ که‌ ملت هند برداشت میکنه‌ اما میوه‌ هایی که‌ خمینی خورد چوب هاش رو ما باید بخوریم،سطح فکرهای متفاوت این دو چهره‌ ی تاریخی رو در همه‌ ی حرفهاشون به‌ وضوح میشه‌ دید.


 
← صفحه بعد